محبوب من
من تنهای تنها...برفراز قله ای نشسته ام... و گذشته را مرور میکنم تا به امروز... و از امروز در خیال خود تداعی میکنم ...تا فرداهای دور ...
تا آخرین لحظه عمر... که تو همراه من خواهی بود....
باد می آید ....و صدای پرندگان و باد در هپ آمیخته و به این فضا و سکوت رنگ زندگی داده اند... محبوب من...
چقدر سخت است لحظه هایی را که باید درکنار تو باشم و نیستم...
چقدر سخت است منظره هایی را که باید با تو تماشا کنم و نیستی..
محبوب من...
با تمام زیبایی هایی که گاهی این دنیا دارد...زیبا ترین لحظه برای من وقتی است که درکنار تو هستم ... در کنار تو ...فراموش میکنم که دنیایی هست...
در کنار تو هیچ کس و هیچ چیزی وجود ندارد... تنها تو...تنها تو....
رنج...ما را در سایت رنج دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61